سایت دانلود پایان نامه های رشته مدیریت

عنوان کامل پایان نامه :

  تأثیر سرمایه اجتماعی بر مدیریت دانش در شعب بانک های غرب گیلان

قسمتی از متن پایان نامه :

1-1-1-1  تعریف دانش

داﻧﺶ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﻫﺮ آن ﭼﻴﺰی اﺳﺖ ﻛﻪ اﻓـﺮاد ﺳـﺎزﻣﺎن درﺑـﺎره ﻓﺮاﻳﻨـﺪﻫﺎ، ﻣﺤﺼـﻮﻻت ﺧﺪﻣﺎت، ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن، ﺑﺎزار، و رﻗﺒﺎی ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﻲ­داﻧﻨﺪ(ﺳﻴﻮی، 2000). ﺑـﺮ اﺳـﺎس ﺗﻌﺮﻳـﻒ (داوﻧﭙــﻮرت و ﭘﺮوﺳــﺎک[1]، 1998) داﻧــﺶ ﻋﺒــﺎرت اﺳــﺖ از ” ﺗﺮﻛﻴﺒــﻲ ﺳــﻴﺎل  از ﺗﺠــﺎرب، ارزش­ﻫـﺎ، اﻃﻼﻋـﺎت زمینه­ای، دانش ﺗﺨﺼﺼـﻲ، ﻛـﻪ ﺑـﻪ ﺻـﻮرت ﻣﻨﺴـﺠﻢ و ﻳﻜﭙﺎرﭼــﻪ ﭼﺎرﭼﻮﺑﻲ را ﺑﺮای ارزﻳﺎﺑﻲ و ﻛﺴﺐ ﺗﺠﺎرب و اﻃﻼﻋﺎت ﺟﺪﻳﺪ را ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﻲ­آورد. اﻳﻦ داﻧـﺶ  از اذﻫﺎن اﻓﺮاد ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ ﻣﻲ­ﮔﻴﺮد و ﺗﻮﺳﻂ آﻧﺎن ﺑﻪ ﻛﺎر ﺑﺮده ﻣﻲ­ﺷﻮد. در داﺧـﻞ ﺳـﺎزﻣﺎن، اﻳﻦ داﻧﺶ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ در ﻣﺴـﺘﻨﺪات وبانک­های اﻃﻼﻋـﺎﺗﻲ ﺳـﺎزﻣﺎن ﺟـﺎی دارد، ﺑﻠﻜـﻪ در ﺗﻤـﺎم فعالیت­ها، ﻓﺮاﻳﻨﺪﻫﺎ، اﻗﺪاﻣﺎت، ونرم­های ﺳﺎزﻣﺎن ﺟﺎری و ﺳﺎری اﺳﺖ.” ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﻫﻤﻴﻦ ﺗﻌﺮﻳﻒ را لانگ[2] (2001) ارائه می­دهد. وی در ﺗﻮﺻﻴﻒ ﺧﻮد از داﻧﺶ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ، اﻓﺮاد اﻧﺴـﺎﻧﻲ را اﺻﻠﻲ­ﺗﺮﻳﻦ ﻋﻨﺼﺮ در ﺧﻠﻖ داﻧﺶ ﻣﻲداﻧـﺪ. داﻧـﺶ از ﻃﺮﻳـﻖ ﮔـﺮدش و اﻧﺘﻘـﺎل (ﺑـﻪ ﮔﻮﻧـﻪ­ای ﻏﻴﺮرﺳﻤﻲ) در ﻣﻴﺎن اﻓﺮادی ﻛﻪ ﺑﻪ واﺳﻄﻪ ﻋﻼﺋﻖ ﻣﺸﺘﺮک ﮔﺮد ﻫﻢ آﻣﺪه­اﻧﺪ، ﺧﻠﻖ ﻣﻲ­ﺷـﻮد و در ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺎﻗﻲ ﻣﻲ­ﻣﺎﻧﺪ .در اﻳﻦ ﻣﻔﻬﻮم از داﻧﺶ ﻫﻢ ﺗﻮﻟﻴﺪ داﻧﺶ و ﻫﻢ ﻧﮕﻬﺪاﺷﺖ و ﻛﺎرﺑﺮد آن ﺣﺎﺻﻞ ﻓﻌﺎلیت­ها و ﺗﻼش­های ﺟﻤﻌﻲ اﻓﺮاد در ﮔﺮوه­های منسجم می باشد (لانگ،2001). ﻣـﺪﻳﺮﻳﺖ داﻧـﺶ ﺑـﻪ، ﺗﺴﻬﻴﻞ در ﺟﺮﻳﺎن داﻧﺶ ﺳﺎزﻣﺎن ﻛﻤﻚ ﻧﻤﻮده و ﻣﻲ­ﺗﻮاﻧﺪ ﻣﻨﺠﺮﺑـﻪ ﻳﻜﭙﺎرﭼـﻪ­ﺳـﺎزی ﺳﺮﻳﻌﺘﺮ و ﻣﻮﺛﺮﺗﺮ داﻧﺶ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﻣﺸﺘﺮی ﺷﻮد (ریتنا و همکاران[3]،2011).

1-1-1-2  دسته بندی دانش

در ﻳﻚ ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪی ﻛﻠﻲ، داﻧﺶ ﺷﺎﻣﻞ داﻧﺶ ﻓﺮدی و داﻧﺶ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ اﺳﺖ. داﻧﺶ ﻓـﺮدی، داﻧﺸﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ در ذﻫﻦ اﻓﺮاد ﺟﺎی دارد. داﻧـﺶ ﺳـﺎزﻣﺎﻧﻲ، داﻧﺸـﻲ اﺳـﺖ ﻛـﻪ ﺑـﻪ واﺳـﻄﻪ ﺗﻌﺎﻣﻼت ﻣﻴﺎن ﻓﻨﺎوری، ﻓﻨﻮن، و اﻓﺮاد در ﺳﺎزﻣﺎن ﺷـﻜﻞ ﻣـﻲ­گیرد ( بهات، 2001 ). داﻧـﺶ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﺧﻮد ﺷﺎﻣﻞ داﻧﺶ ﺿﻤﻨﻲ [4]و دانش صریح[5]  می باشد (دوفی[6]، 2000). دانش صریح ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ داﻧﺸﻲ اﺳﺖ ﺳﺎزﻣﺎن ﻳﺎﻓﺘﻪ، و ﺑﺎ ﻣﺤﺘﻮاﻳﻲ ﺛﺎﺑﺖ ﻛﻪ ﻣﻲ­ﺗﻮاﻧﺪ از ﻃﺮﻳـﻖ ﺑﻜـﺎرﮔﻴﺮی ﻓﻨﺎوری اﻃﻼﻋﺎت، ﻛﺪﮔﺬاری، ﺗـﺪوﻳﻦ و ﻧﺸـﺮ داده ﺷـﻮد. اﻳـﻦ داﻧـﺶ اﺻـﻄﻼﺣﺎً در ﻗﺴـﻤﺖ ﻓﻮﻗﺎﻧﻲ و ﻗﺎﺑﻞ روﻳﺖ ﻛﻮه ﻳﺦ ﻣﻨﺎﺑﻊ داﻧﺶ ﺳﺎزﻣﺎن ﺟﺎی دارد. ﻧﻤﻮﻧﻪ اﻳﻦ داﻧﺶ را ﻣـﻲ­ﺗـﻮان  ﭘﺎﻳﮕﺎه­ﻫﺎی داده و ﻛﺘﺎﺑﭽﻪ­ﻫﺎی راﻫﻨﻤﺎی ﻣﻮﺟﻮد در ﺳﺎزﻣﺎﻧﻬﺎ داﻧﺴﺖ .داﻧﺶ ﺿﻤﻨﻲ در ﻧﻘﻄﻪ ﻣﻘﺎﺑﻞ داﻧﺶ ﺻﺮﻳﺢ ﻗﺮار دارد .این دانش، ﺷﺨﺼﻲ، ﺷـﻨﺎﺧﺘﻲ، و واﺑﺴـﺘﻪ ﺑـﻪ ﻣـﺘﻦ اﺳـﺖ و ﺟﺎﻳﮕﺎه آن در ذﻫﻦ، رﻓﺘﺎر، و ادراک اﻓﺮاد ﻣﻲ­ﺑﺎﺷﺪ. اﻳﻦ داﻧﺶ ﺳﻄﺢ زﻳﺮﻳﻦ ﻛـﻮه ﻳـﺦ ﻣﻨـﺎﺑﻊ داﻧﺶ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ را ﺷﻜﻞ ﻣﻲ­دﻫﺪ. ارزش­ها، ﻋﻘﺎﺋﺪ، ﺑﻴﻨﺶ و ﺷﻬﻮد اﻓﺮاد مثال­هایی از اﻳﻦ ﻧـﻮع دانش در سازمان­ها می باشد (دوفی،2000).

نوناکا (1995) معتقد می باشد که همه دانش را می­توان بر اساس پیچیدگی و دشواری بر روی یک پیوستار و از صریح تا ضمنی تقسیم­بندی نمود و تفاوت بین این دو دانش را چنین مشخص نمود: دانش صریح دانشی می باشد که به زبان رسمی تولید گردد و به راحتی در میان افراد به صورت همزمان و غیر همزمان قابل تسهیم باشد مانند دستوالعمل­ها و برنامه­های کامپیوتری. از سوی دیگر، دانش ضمنی دانشی می باشد که شخصی بوده و در تجارب افراد هست و شامل مواردی همچون: عوامل غیر­محسوس، اعتقاد شخصی، دیدگاه و ارزش­ها می­باشد. در حالی که دانش ضمنی به گونه بالقوه ارزش زیادی برای سازمان دارد به لحاظ ماهیت بدست آوردن و نیز تسهیم آن، بسیار مشکل می باشد. از سوی دیگر دانش ضمنی بیانگر دانشی می باشد که افراد آن را در اختیار داشته اما غیرقابل اظهار کامل(وصف ناپذیر)می باشد.

سازمان­ها در طی چندین دهه سرمایه­گذاری­های تکنولوژی اطلاعاتی خود را بیش از آنکه بر روی دانش ضمنی متمرکز نمایند، بر روی دانش صریح متمرکز کرده­اند. سه علت عمده در این مورد وجود داشت: اول، دانش صریح اغلب به صورت بخش استاندارد بیشتر سیستم­های اطلاعاتی کسب و کار محور می باشد. دوم، بدست آوردن و تسهیم دانش صریح از دانش ضمنی آسان­تر می باشد. سوم، ما نسبت به چیزی که به صورت عینی قابل انتقال نباشد (دانش ضمنی) یک بی­اعتمادی ذاتی داریم. پولانی دانش ضمنی را دانستن بیشتر از آن چیز که که می­توان بیان نمود تعریف می کند. شکی وجود ندارد که دانش ضمنی تأثیر اساسی را در فرق سازمان­ها و نیز تثبیت موفقیت آن­ها اعمال می­کند. به همین دلیل توانایی گسترش سطح دانش ضمنی از طریق یک سازمان و تسهیم موثر آن به عنوان یکی از اهداف مدیریت دانش تلقی می­گردد و البته یکی از بحث­های چالش برانگیز نیز به حساب می­آید. گروه گارتنز [7](1999) دانش ضمنی را چنین تعریف می­کند: دانش ضمنی، دانش فردی می باشد که در ذهن، رفتار و درک افراد جای دارد. دانش ضمنی شامل مهارت­ها ، تجربیات، بینش و بصیرت، شعور و قضاوت می باشد. دانش ضمنی نوعا از طریق بحث و گفتگو، داستان پردازی، قیاس و تعامل فرد به فرد به اشتراک گذاشته می­گردد. پس تسخیر یا ارائه آن به شکل صریح دشوار می باشد، زیرا افراد پیوسته به دانش فردی خود می­افزایند و در درک و رفتار افراد تغییر ایجاد می­گردد (اخوان و همکاران،2،1389). در مورد دانش ضمنی کوشش بر این می باشد که این دانش به شکلی قابل تسهیم تبدیل گردد. اما دانش ضمنی به گونه منظم و تدوین شده وجود نداشته و طبق تعریف همیشه در حال تغییر، رشد، پیشرفت و شکل­گیری مجدد بوسیله آخرین تجارب دارنده دانش می باشد. این وظیفه مدیریت می باشد که دانش تدوین نشده را به صورت تدوین شده و صریح تبدیل کند و یک فرهنگ تسهیم را تقویت کرده و باعث گسترش آن گردد. جدول زیر نشان دهنده ویژگی­های دانش ضمنی و صریح می­باشد (سیف­الهی و همکار، 1388، 53).

[1] Davenport, T.H. & L. Prusak

[2] Lang

[3] Retna and et al

[4] Tacit Knowledge

[5] Explicit Knowledge

[6] Duffy

[7] Gartner group

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

اهداف اصلی پژوهش:

–          سنجش سرمایه اجتماعی در شعب بانک­های غرب گیلان.

–          سنجش مدیریت دانش در شعب بانک­های غرب گیلان.

–          سنجش تأثیر سرمایه اجتماعی بر مدیریت دانش در شعب بانک­های غرب گیلان.

اهداف فرعی پژوهش:

–          سنجش تأثیر سرمایه ساختاری بر مدیریت دانش در شعب بانک­های غرب گیلان.

–          سنجش تأثیر سرمایه شناختی بر مدیریت دانش در شعب بانک­های غرب گیلان.

–          سنجش تأثیر سرمایه ارتباطی بر مدیریت دانش در شعب بانک­های غرب گیلان